یکی از زیبایی های جوونی به اینه که آدما دور همن و می گن و میخندن.
یکی از بدی هاش هم اینه که آدما خیلی جوگیرن ، یهو میرن موهاشون رو کم میکنن! یا یهویی کارایی میکنن که ... بی خیال حالا ، می خوام واستون تو این پست از حال و هوای جوونی بگم ، حالا بازم بگید مهدی موهاش سفیده و جوونیش دود شده رفته هوا ، می خوام بتون ثابت کنم که این جوریا هم نی!
موی سفید مربوط میشه به حادثه هایی که جوون توش شبیه پیرا میشه ...
حالا زیاد از پیری نگم ، یاد شب اول قبر نیفتید!
می خوام از جوونای موفق و مهندس و خوب و شکست ناپذیر و اندکی شکست خورده بگم!
با ما باش ...

دو جوان موفق و مهندس در حال احساس موفقیت ، به کتابهای پشت سرشان نگاه کنید ، این نشان دهنده ی رمز موفقیت آنهاست!

شما در حال نظاره ی دو جوان خاکی و اهل دل هستید که یکی از آنان از فرط خاکی بودن لباس از تن زدوده است (البته در حد شرع مقدس!!)
***************************************************************

این عکس ، نشان دهنده ی اوهام جوانی است که در یکی از جوانان جویای نام بروز کرده است!
او در خیالات خود ، خود را کنار خواننده ی بزرگ پاپ ایران ، سیاوش قمیشی می پندارد.
در حالی که آن شخص صاحبخانه ی مکان عکس برداری است.
درست به حالات ذق کردن وی حین عکس گرفتن دقت نمایید که با چه هیجانی در حال نظاره ی دوربین موبایل صاحب خانه می باشد.
این حالات متاسفانه بعضی اوقات در قالب اوهام هم جواری با خواننده های معلوم الحال لسانجلسی زن بروز می کند که به دلیل مسائل اخلاقی و پایبند بودن نویسنده به اخلاقیات از ذکر آن صرف نظر می کنم و عکس های مربوط به آن را به همین دلایل و همین طور ترس از فیلتر شدن وبلاگ نشان شما نمی دهم!
حالتی که در عکس می بینید در اوج اوهام قرار گرفتن جوان جویای نام را نشان می دهد ، نشان به آن نشان که جوان جویای نام ، متوجه نیمه برهنه بودن بالا تنه ی شخص صاحبخانه نشده است.
یک منبع آگاه که رشته ی او اپیدمولوژی در شاخه ی اختلالات جوانی است می گوید:
بارها دیده شده که گه گاه افراد بعضیها را با بعضی دیگر اشتباه می گیرند. او معتقد است دلیل این مسائل توجه زیادی به یک مسئله یا صدا می باشد. او پس از دیدن عکس جوان جویای نام که شما هم آنرا می بینید ، گفت : احتمالا شخص صاحبخانه که در خیالات جوان جویای نام به شکل سیاوش درآمده ، دز خانه ی خود صدای این خواننده را خیلی خیلی زیاد کرده است.
همکنون شخص صاحبخانه به دلیل استعمال موسیقی غربی و صدای خواننده ی معلوم الحال لسانجلسی تحت پیگرد قانونی می یاشد.
لازم به ذکر است که دکتر دلکش ( عضو هیئت علمی کامپیوتر دانشگاه گیلان ) مدتهاست از این عارضه رنج می برد و در حالت خاصی از بیماری ، خود را "تارزان" ؛ قهرمان یکی از داستان های تخیلی فرض می کند ، به همین دلیل است که به محض مشاهده ی هرگونه انسانی ، از خود عکس العمل نشان می دهد!
***********************************************************

این عکس نشان دهنده ی تناول غذای فراوان توسط دو جوان موفق و دانشجو می باشد!
خوب به حالات جوان سمت چپ تصویر نگاه کنید که برای زودتر هضم شدن عذا ، لباسش را درآورده تا گرمای غذا زودتر از تنش بیرون رود ، به گفته ی شاهدان در صحنه ، خط ریش جوان که به طرز شگفت آوری طویل است به سرعت جویدن او کمک شایانی می کند ، او که صاحبخانه ی محل عکس مذبور نیز به شمار می رود ، قابلیت خوردن 800 کالری غذا را در مدت زمان کمتر از 5.21 ثانیه را دارد. خوب به حالات جوان سمت راست تصویر دقت کنید که تا چه حدی تحت تاثیر سرعت غذا خوردن او قرار گرفته است و توان خوردن لقمه ای که در دست راست وی قرار دارد را از او سلب کرده است.
در حال حاضر متخصصان عکس شناسی نیروی انتظامی ، در حال بررسی تصویر می باشند تا ازحاوی نبودن لیوان مجاور و همین طور کلمن از مشروبات الکلی اطمینان خاطر حاصل کنند ، این در حالی است که جوان دانشجو و موفق سمت چپی تصویر، تا به حال بارها از سوی دوستان خود به استعمال مشروبات الکلی متهم شده است ، البته او همیشه این اتهام ها را رد کرده است!
امیدواریم غذای در حال تناول حلال باشد.
دری که در پشت سر دو نفر می بینید ، در توالت اضطراری است ، این توالت گنجایش تحمل بیش از یک نفر را با احتساب حدود شرعی دارد.
***************************************************************

شما در حال دیدن تصویر دو جوان جویای علم هستید که در چمن زار نیز درس و بحث را ول نمی کنند!
جوان جویای علم سمت چپ تصویر، که از شدت بی تابی برای کسب علم اقدام به درآوردن لباس و کفش و جوراب خود کرده است ، دستان خود را برای کوبیدن به دهان استکبار جهانی مشت کرده و آماده ی فرمان مولای خویش است.
اما جوان سمت راست که علاقه نداشت هویتش فاش شود ، به او می گوید برای کوبیدن به دهان استکبار اول باید خط ریش و موهای خود را کوتاه کند ( لازم به ذکر است که جوان جویای علم مبارز، هم اکنون اقدام به کوتاه نمودن موهای خود کرده است اما دم خط خود را هم چنان مسئله دار بلند نگه داشته).
در این بین استاد ناصر شریف که از محل حادثه رد میشد ، متوجه گم شدن یکی از اوراق امتحانی نشده بود که دست بر قضا این ورق به بین دو دانشجوی مبارز می افتد ، اما آنان گرم درس هستند و توجهی به ورقه ندارند.
بنا بر اخبار رسیده از ناحیه ی سربازان گمنام ، این حادثه قبل از امتحان ساختمان های گسسته ی استاد ناصرشریف اتفاق اقتاده که محل آن پشت دانشکده ی فنی و روبه روی بوفه ی دانشکده ی مذکور است.

در این عکس نیز جوان انقلابی در آستانه ی قربانی شدن در یک عملیات تروریستی توسط جوان جویای علم مجهول الهویه است.
گویا او در حال امر به معروف عملی غیر شرعی است.

این تصویر نشاندهنده ی سربه راه شدن جوان انقلابی است.
سر به راه شدن هم مال عالم جوانی است دیگر!!
************************************************************

این هم یک جوان جویای زیبایی که چمن را برای برنزه شدن برگزیده است.
او عینک مخصوص دوستش را که پدرش از کالیفرنیا برایش آورده است را ربوده و در انتظار برنزه شدن است.
او که جوان به شدت باحیایی است حتی در هنگام برنزه شدن نیز دست از لباس های خود نمی کشد.
به طرز نگاه او دقت کنید ، آفتاب او را به شدت گرسنه کرده و در هر لحظه امکان دارد عکاس را ببلعد.
اما دوست او که پایش را برای استراحت به او قرض داده ، در صحنه حاظر است و نمی گذارد او عمل خوردن انسان را که عملی به شدت غیر انسان دوستانه است انجام دهد.
استفاده ی جوان از عینک آفتابی و غربی و حس گرسنگی او نسبت به از بین بردن بشریت به وسیله ی بلعیدن می تواند ما را به یاد آمریکای جنایتکار که قصد بلعیدن انسانها را دارد بیندارد.
*****************************************************************

جوانی که ملاحضه می کنید در حال انجام ورزش یوگاست ، او که پای راست خود را نیز در هوا نگه داشته است ، موفق به اخذ جایزه ی جوان بالنده ی سال از دست پرتوان ریاست جمهور مردمی ایران شد!
او که بارها اقدام به راه رفتن در فاصله ی یک متری از زمین را کرده است در حال تمرین برای راه رفتن زیر زمین است تا بتواند کار خود را در کتاب گینس ثبت کند.

این عکس همان جوان بالنده ی سال است ، که تصمیم گرفته برای اثبات این مسئله که ما می توانیم از این به بعد به جای بالا رفتن از آسانسور که وسیله ای کاملا غربی است و متاسفانه در کشور شیوع پیدا کرده ، از ستون که نماد استقامت است استفاده کند.
او در ادامه قصد دارد با پایین پریدن از طبقات بلند ساختمانی نام خود را در کتاب گینس و احتمالا در یکی از محلات با کلاس شهر رشت ، به نام تازآباد ، ثبت کند!
********************************************************

این هم نمونه ای از تبعیض نژادی در میان جوانان.
جوان نژاد پرست سمت راست تصویر ، که نژاد او رشتی است به طرز بسیار شاهانه ای در کنار جوان فومنی نشسته است و جوان فومنی (سمت چپ تصویر) ، تحت تاثیر نژاد برتر جوان رشتی قرار گرفته و در حال جمع و جور کردن خویش است.
درست به آستین دو جوان دقت کنید ، پیراهن جوان رشتی ، دارای آستین کوتاه است و پیراهن جوان فومنی از آستین کوتاه محروم است و برای کم نیاوردن ، آستین های خود را بالا زده تا بلکه از نژاد خود دفاع کند.
می بینید که برای هر کدام از جوانان صندلی خاصی تعبیه شده و این نشاندهده ی برابری اجتماعی در بین اقشار و نژادهای مختلف جامعه می باشد.
نوری هم که از پشت سر دو جوان می تابد نماد این است که نور و حمایت مولایشان همواره پشت سر همه ی نژادهای مختلف جامعه قرار دارد!
به خاطر این نماد های انسان دوستانه رئیس سازمان ملی جوانان با این عکس خیلی حال کرده و جایزه ی نفیسی برای عکاس خوش ذوق و متعهد در نظر گرفته است.

این هم عکسی که به لنز بصیرت باطن مجهز شده.
این عکس نشاندهنده ی دوستی واقعی بین نژادهای مختلف جامعه است . نشان میدهد که در واقع :
بنی آدم اعضای یکدیگرند ... که در آفرینش ز یک گوهرند
**********************************************************

این هم نمایی زیبا از گرایش جوانان به عرفان عملی.
شما دو جوان متعهد و خوب را می بینید که حتی مستحبات را ترک نمی کنند ( دقت کنید که ریش هایشان زیاد و سبیلشان کوتاه شده است )
این دو عزیز با وجود دانشجو بودن ذی طلبگی خود را حفظ کرده اند ، اما بخاطر وجود لاشه ی علم در دانشگاه ها مشاهده می کنید که از آستین کوتاه خود غافل شده اند.
کتاب هایی هم که می بینید پشت سرشان ، کتاب های سنگین اخلاقی و عرفانی است که خیلی خیلی تاثیر گذارند.
گفته می شود تا چندی بعد کتابی تحت عنوان : "کرامات شیخان دانشجو فی بلاد المعنا!" به چاپ برسد که حاوی نکاتی از زندگی این دو بزرگوار است.
نوری هم که دارد به سر دو جوان می تابد ، نور تجلیات است که بر دو جوان خوب عارض شده.
این عکس بعد از مکاشفات طولانی دو جوان گرفته شده است ، همکنون آنان از عالم معنا برگشته اند.
امیدواریم کم کم شاهد تبدیل شدن فرش زیر پایشان به حصیر باشیم که در آن صورت نور علی نور می شود!
**********************************************************

این هم عکسی که خیلی ها خیلی چیزها در باره ی آن سخن رانده اند!!
بعضی ها به این عکس معترضند که چرا مدل ریش غربی را دارد رواج می دهد که سردمدار آن یکی از مجریان طرح امنیت اجتماعی است.
بعضی ها به این عکس معترضند که چرا ریش دارد!؟ و می گویند این با اصول جامعه ی مدنی و اصول تمدن تصادف می کند ، که سردمدار آن یکی از روشنفکران دانشکده ی انسانی دانشگاه گیلان است.
بعضی ها به این عکس اعتراض دارند که چرا لبهایش بسته است و اعتقاد دارند این مسئله می تواند این اشتباه را در فکر جوانان نقش ببندد که ما جامعه ی آزادی نداریم و این سیاه نمایی است و آب در آسیاب دشمن ریختن ، که سردمدار این نظر هم سردبیر یکی از روزنامه های متعهد زمانه است.
بعضی ها به این عکس اعتراض دارند که چرا از ریش در کنار لب بسته عکس گرفته ایم و این می تواند این ذهنیت را ایجاد کند که دین با سیاست و نقد رابطه ندارد که سردمدار این نظر هم اعضای جامعه ی مهندسان مبارز اند!
جامعه ی پزشکی هم طی بیانیه ای این عکس را محکوم کرد که علت آن در پاره ای از ابهامات مانده!
به هر حال همه معترض بودند در حالی که جوان عکاس اعتقاد دارد می خواست دوربین گوشی خود را امتحان کند ، البته شما هم این قدر ها ساده نباشید.
*****************************************************